تاریخچه چهارشنبه سوری

[ad_1]

یکی از جشن‌های آتش که در ایران باستان برای پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز
برگزار می‌شده و آمیزه‌ای از چند آیین گوناگون است، جشن سوری بوده‌ است.
سوری به یك معنی سرخی است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز
می‌افروخته‌اند. در تاریخ بخارا آمده‌است:«چون امیر سدید منصور بن نوح به
ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است
آتشی عظیم افروختند».

این آتش را در شب سوری که هم‌ زمان با روزهای بهیژک
یا پنچهٔ دزدیده بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر
روی بامها می‌افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ
آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانه‌های خود رهنمون
می‌کرده‌ است. به دیگر سخن این آتش افروزی بر بام خانه‌ها، فرجامین گام از
آیین‌های گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز
فروردیان یا فروردیگان می‌گویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک(پنج روز
نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست
و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه،
پنج روز پایان سال) می‌باشد.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن
اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده
کنند. آتش افروزان، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری
نمایشهای خیابانی، دست‌افشانی‌ها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن
و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو
هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده
آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش،
نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن
نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین
هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.

شگفت اینجاست که آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد
مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار می‌شود! آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت
توده آتش می‌افروزند و از روی آن می‌جهند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی
که والبوری خوانده می‌شود را به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی
بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه دوردستی
از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش
کرده‌اند.

آیین آتش‌افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر
خود گرفته‌است. در ایران باستان بخش‌بندی هفته به شنبه و چهارشنبه و…
نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشته‌است
(امرداد، دی بآذر، آذر،… ، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،… ، شهریور،
سپندارمزد، خورداد و..). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند
خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش
پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه
نامیده‌اند که به معنی فراغت و آسایش است. بخش‌بندی روزها به هفته از یهود
به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیده‌است. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای
هفته باورهایی داشته‌اند؛ برای نمونه اینکه ۴ شنبهٔ هر هفته روز شومی است.

منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره می‌کند: چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتکین می‌خور تا به عافیت گذرد

جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی
است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب
«یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این
باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه
فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش
خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی
پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و
بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به
امروز باقی ماند.


منبع

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *