مردی که با نقش مامورها را بازی میکرد و دلارفروش ها را تیغ میزد

[ad_1]

۲

آخرین سرقت او اما با تیراندازی و قتل مرد دلارفروش پایان یافت. می‌گوید: مقتول ۶ میلیون تومان دلار داشت. آنها را در یک کیسه گذاشته بود. وقتی فهمید مامور نیستم، چاقویش را درآورد. سلاحم را از زیر پایم برداشتم تا با نشان دادن آن، تسلیمش کنم. دنبال راهی می‌گشتم که او را از ماشین پیاده کنم اما با مشت، ضربه‌ای به صورتم زد. ناگهان صدای تیر شنیدم. نمی‌دانم تیرها به کجای مقتول اصابت کرد. او ناگهان بی‌حال شد و روی صندلی افتاد.

حمید با شلیک پنج گلوله، دلارفروش را کشت و با تهدید به خودکشی و تیراندازی به سمت ماموران گریخت تا این که چند روز بعد، با مقاومت زیاد در خانه‌اش دستگیر شد. او در گفت‌وگویی رادیویی، جزئیات بیشتری از زندگی خود و نقشه پنج فقره سرقتش بازگو کرده است.

قبل از دستگیری چه شغلی داشتی؟

با پرایدم مسافرکشی می‌کردم. البته در ۱۵ سال اخیر، شغل‌های زیادی را آزمایش کردم، اما بدشانسی آوردم. شاید یکی از دلایلش، محروم بودن من از خانواده باشد.

چند سال داری؟ میزان تحصیلاتت چقدر است؟

۳۶ ساله هستم و فوق‌دیپلم دارم.

خانه‌ات کجاست؟

در یکی از محله‌های قزوین. از آنجا با ماشین به کرج می‌آمدم و در مسیر فردیس و کمالشهر مسافرکشی می‌کردم تا هزینه‌های اجاره خانه و زندگی‌ام را جور کنم. البته قبل از آن چند ماه در ماشین خوابیدم.

روز حادثه، ششم فروردین امسال هم برای مسافرکشی به تهران آمده بودی؟

نه، آن روز، پنجمین بار بود که برای سرقت به تهران می‌آمدم. البته نمی‌خواستم به کسی آسیب بزنم.

تو در این سرقت مرتکب قتل شدی. با نقشه قبلی مقتول را انتخاب کردی؟

نه، آن موقع خیابان‌ها خلوت بود. رفتم میدان فردوسی. مقتول کنار خیابان ایستاده بود. بی‌سیم خودم را نشانش دادم و به این بهانه که مامور پلیس هستم، او را سوار پرایدم کردم. گفتم در روزهای اخیر، درگیری‌هایی بین دلارفروش‌ها و مشتری‌ها رخ داده و چند نفر مضروب شده‌اند. باید به سوال‌هایم در این رابطه جواب بدهی.

یعنی بازجویی می‌کردی؟

بیشتر او حرف می‌زد. سعی داشت ثابت کند نقشی در درگیری‌ها نداشته است. چند دقیقه بعد به تالار وحدت رسیدیم. گواهینامه‌اش را خواستم. گفتم باید اموالت را هم صورت جلسه کنم و بعد با هم به اداره پلیس برویم، اما متوجه تناقض حرف‌هایم شد و کارت شناسایی‌ام را خواست.

فهمید مامور نیستی؟

بله، می‌خواستم از ماشین پیاده‌اش کنم، اما کار به درگیری فیزیکی و تیراندازی کشید.

در سرقت‌های قبلی هم با مالباخته‌ها درگیر شده بودی؟

نه، در چهار فقره قبلی روشم این بود که پس از سوار کردن دلارفروش‌ها، پولشان را به بهانه صورت جلسه کردن می‌گرفتم و بعد به نزدیکی اداره آگاهی می‌رفتم. آنها را پیاده می‌کردم و می‌گفتم، خودتان به اداره بروید تا من ماشین را پارک کنم و بیایم. وقتی پیاده می‌شدند، فرار می‌کردم.

درگیری شما با مقتول چطور به شلیک گلوله منجر شد؟

مقتول شش میلیون تومان دلار داشت. آنها را در یک کیسه گذاشته بود. وقتی فهمید مامور نیستم، چاقویش را درآورد. ترسیدم. سلاحم را از زیر پایم برداشتم تا با نشان دادن آن، تسلیمش کنم. دنبال راهی می‌گشتم که او را از ماشین پیاده کنم اما با مشت، ضربه‌ای به صورتم زد. یکدفعه دیدم لوله تفنگ به سمت صورتم است. ناگهان گلوله‌ای از آن شلیک شد و به بازوی خودم خورد.

کار با اسلحه را در سربازی یاد گرفته بودی؟

من از کودکی به اسلحه علاقه داشتم.

چطور شد که گلوله‌های بعدی به مقتول خورد؟

مقتول با لگد به صورت من و شیشه جلو ضربه می‌زد. با هم درگیر بودیم که ناگهان صدای تیر شنیدم. اصلا نمی‌دانم تیرها به کجای مقتول اصابت کرد. او ناگهان بی‌حال شد و روی صندلی دراز کشید. لباس خودم هم خونی شده بود. می‌خواستم او را به بیمارستان برسانم که ماشین راهنمایی و رانندگی سر رسید.

ماموران به شما دستور ایست دادند؟

مدام بوق می‌زدند و آژیر می‌کشیدند. داشتم فرار می‌کردم که مقتول دستش را به فرمان گرفت و باعث شد، تعادل ماشین را از دست بدهم و با چند دستگاه خودروی دیگر تصادف کنم.

وقتی ماشین متوقف شد، با مامورها درگیر شدی؟

تیغ کاتر را از داخل داشبورد ماشین برداشتم و با آن دست و گلویم را بریدم. افسر فریاد زد داری چه کار می‌کنی؟ کسی با تو کاری ندارد… اسلحه دومم را درآوردم. گفتم پس راه را باز کنید، فرار کنم. آنها هم ماشینشان را جابه‌جا کردند و من متواری شدم.

براساس محتویات پرونده، پنج گلوله به مقتول زدی و حداقل سه گلوله به سمت ماموران شلیک کردی. زخم‌هایی که با کاتر ایجاد کردی هم جدی نبوده.

قصدم فقط فرار کردن از دست پلیس بود. نمی‌دانم چند گلوله شلیک کرده ام. تیغ کاتر هم زنگ زده بود. برای همین زخم عمیقی ایجاد نکرد.

بعد از فرار به کجا رفتی؟

به خانه‌ام در کرج.

نگران نبودی بلایی سر دلارفروش آمده باشد؟

چرا، اما آن موقع هنوز نمی‌دانستم قاتل شده‌ام. تمام بدنم می‌لرزید.

سعی نکردی از سرنوشت مقتول باخبر شوی؟

بارها سایت پلیس را چک کردم. من خودم را معرفی نکردم، اما فرار هم نکردم.

مقتول چند سال داشت؟ متاهل بود؟

۴۵ ساله بود. متاهل نبود وگرنه فشار بیشتری به من می‌آمد.

سرقت‌ها را از دو سال و نیم پیش شروع کردی، یعنی از همان موقع که در ماشینت، کنار خیابان می‌خوابیدی. پدر و برادرت آدرس تو را نداشتند. فکر می‌کردی با مشخص نبودن آدرست، کسی نمی‌تواند دستگیرت کند؟

نه، مطمئن بودم اگر پلیس بخواهد، می‌تواند پیدایم کند.

به مواد مخدر اعتیاد داری؟

نه.

اگر آزاد شوی، چه کار می‌کنی؟

دعا کنید این اتفاق بیفتد. من در این ۳۶ سال هیچ روز خوشی نداشتم. در زندگی، هیچ فرصتی به من داده نشد. هیچ وقت کسی نگفت، تو فلان استعداد را داری و می‌توانی در این مسیر از آن استفاده کنی. حتی وقتی با کلی اشتیاق، شبانه درس خواندم و فوق‌دیپلمم را گرفتم، کسی استعدادم را کشف نکرد. امیدوارم فرصت دوباره‌ای به من داده شود. من با تمام قلبم متاسفم.

نقش وسواس فکری در وقوع جرم

هومن نامـور- روان‌شـناس

افرادی که وسواس فکری دارند، تنش و اضطراب خود را به شکل‌های مختلف تخلیه می‌کنند. در مورد متهم پرونده ما، این کار با حرف زدن اتفاق می‌افتد. او در صحبت‌هایش، پرش‌های فکری زیادی دارد و به جزئیات غیرلازم ماجرا می‌پردازد. البته این موضوع، ربطی به جایگاه حال حاضر او به عنوان یک مجرم ندارد، بلکه اگر به عنوان یک فروشنده هم روبه روی ما می‌نشست باز هم احتمال قوی وجود داشت که دقایق طولانی درباره مساله‌ای که ارتباطی به ماجرای اصلی ندارد، حرف بزند. او از هر چیزی مانند سلاح گرم دو عدد همراه خود داشت، برای این که می‌خواست همه چیز محکم باشد. افرادی که وسواس فکری دارند مدام موضوعات مختلف را در ذهن خود مرور و سعی می‌کنند به همان شکل عمل کنند. برای همین است که وقتی درباره‌اش حرف می‌زنند، نوعی احساس رضایت به آنها دست می‌دهد. ضمن این که خودشان را باهوش‌تر و مسلط‌تر از همه به ماجرا احساس می‌کنند. متهم پرونده ما، از فقر به عنوان انگیزه اصلی سرقت‌هایش نام برده در حالی که موضوع کاملا در اختلال شخصیتی ـ وسواسی نهفته است. افرادی که دچار این مشکل هستند، تصور می‌کنند تمام رفتارشان درست است و اشتباهی انجام ندادند. آنها روی هیجانات خود کنترلی ندارند و احساساتی هستند‌. بنابراین نیاز است تا تحت درمان قرار بگیرند. آنها باید متوجه شوند نباید برای اتفاقات مختلف زندگی دنبال مقصر بگردند، بلکه باید سهم و نقش خود را در به وجود آمدن مشکلات پیدا کنند.

[ad_2]

لینک منبع

علائم بیماری های کلیوی

[ad_1]

۱

به گزارش دیدگا نقل از آوای سلامت، در اینـجا واضح ترین علائمی که به شمـا هشدار می دهند از نظـر ابتلا به بیماری های کلیـوی باید تحت نظر قرار بگیرید، معرفـی شده‌اند:

تغییرات در ادرار:

اگر مشـکلی در کارکرد کلیه ها ایجاد شود، اولین نشـانه های آن در وضعیت ادرار مشاهده می شود. دفعات مکـرر ادرار در شب، مشاهده ادرار کـف آلود و رنگ پریده، ادرار تیره رنگ، دفع ادرار به همـراه خون، احساس درد و فشار به هنـگام ادرار، تورم را بسیاری از بیـماران گزارش می کنند.

تورم:

اختلال در عملـکرد کلیه ها منجر به جمع شدن مایعات در آن و تورم شان می شود. این تورم در نقاطی مانند پاها، مچ دست و پا، و حتی صورت نیز ایجاد شده و با درد همراه است. تجربه بیماران از این قرار است:

مچ دست و پاها تا حدی ورم می کنند که ممکن است حتی فکر کنید کفش هایتان تنگ شده اند.

ممکن است در کنار علایمی مانند ریزش مو و کاهش وزن بدن، صورت تان چاق تر به نظر برسد. این در واقع تورم صورت است.

تورم در مچ پاها، احساس درد و خستگی را به حدی می رساند که حتی نمی توانید راه رفتن را تا کوچه بعد ادامه دهید.

خستگی:

اگر کلیه از کار بیفتد، تولید هورمون اریتروپوئیتین که عامل حمل اکسیژن توسط گلبول های قرمز خون است، متوقف خواهد شد. این مساله منجر به کاهش میزان اکسیژن در گلبول های خون و نهایتا سلول های مغز و ماهیچه های بدن می شود. کمبود اکسیژن در سلول های بدن نیز خستگی آنها و بدن را در پی خواهد داشت. احساس خستگی به طور مداوم همراه شماست و هیچ نیرویی در بدن خود حس نمی کنید. تمایل به خوابیدن، بیشتر و بیشتر می شود. به محض اینکه از محل کار به خانه می رسید، اولین چیزی که احساس می کنید، نیاز شدید به خواب است. حتی اگر هیچ کاری انجام ندهید، همیشه احساس خستگی می کنید؛ درست به مانند اوقاتی که کار زیادی انجام داده و خستگی امان شما را بریده است.

جوش های پوستی و خارش پوست:

اگر کلیه ها کم کار شده یا از کار بیفتند، مواد زائد وارد خون می شوند که می تواند بثورات پوستی و حس خارش شدید را ایجاد کند. این وضعیت، یک خارش عادی در بخشی از پوست نیست. احساس می کنید تمام بخش های سطحی و زیرین پوست، می خارند! برای رفع خارش، ممکن است حتی از برس نیز استفاده کنید و به سبب خاراندن بسیار، به پوست خود صدمه بزنید.

حس کردن طعم آهن در دهان:

تجمع اوره و سایر مواد زائد در بدن، باعث می شود که طعم مواد غذایی را متفاوت حس کنید. ممکن است این مساله حتی علاقه شما را به خوردن گوشت و سایر مواد غذایی کم کند و وزن تان به شدت کاهش یابد.

تهوع و استفراغ: از سایر علائم بیماران است. مواد زائدی که به خاطر کم کاری یا نارسایی کلیوی در بدن انباشت شده است منجر به بروز حالت تهوع و استفراغ می شود.

تنگی نفس: تنگی نفس به دو دلیل به مشکلات کلیوی مربوط می شود. اول اینکه سرریز مایعات اضافی در بدن منجر به کاهش عملکرد ریه ها می شود. و عامل دوم کاهش میزان اکسیژن در خون است که علاوه بر سایر سلول های بدن، سلول های بافت ریه را نیز با مشکل مواجه می کند. در این هنگام خوابیدن مشکل می شود. تنگی نفسی احساس غرق شدن را به بیمار القا می کند. اگر بخواهید مسیر طولانی راه روید یا از چند پله بالا روید احتمالا دچار مشکل خواهید شد و به شدت خسته و بیحال می شوید.

احساس سرما:

کم خونی ناشی از نارسایی کلیوی باعث افزایش احساس سرما در شما می شود. ممکن است حتی در یک اتاق گرم هم سردتان شود. گاهی به حد لرز سردتان می شود. احساس سرمای زیاد در هر شرایطی ممکن است پیش آید. حتی زمانی که هوا بسیار بسیار گرم است، سرما برایتان غیر قابل تحمل خواهد بود.

به یاد داشته باشید، برای آگاهی از جزئیات بروز هر نشانه، باید به پزشک مراجعه کنید. در اغلب موارد آزمایش خون و ادرار نیز توسط پزشک برای تان تجویز می شود.

[ad_2]

لینک منبع

میگو بجای گوشت در طرز جدید تهیه فسنجان

[ad_1]

فسنجان یکی از خوشمزه ترین غذاهای ما ایرانیان است که برخی با مرغ و برخی هم با گوشت قلقلی درست می کنند. با ما همراه شوید تا با دستور تهیه فسنجان با میگو شما را آشنا کنیم.

مواد مورد نیاز:

 

  • میگو     ۲۵۰ گرم
  • جعفری و گشنیز خرد شده  ۱ پیمانه
  • پیاز   ۱ عدد
  • گردو   ۱۵۰ گرم
  • رب انار   ۱ تا ۲ قاشق غذاخوری
  • شکر   در صورت دلخواه
  • دارچین و فلفل سیاه و زردچوبه   به مقدار لازم
 ۴

 

طرز تهیه:

۱٫ ابتدا پیاز را خرد کنید و در روغن کمی تفت دهید تا سبک شود.

۲٫ میگو پاک شده و شسته را به آن اضافه کنید و کمی تفت دهید و زردچوبه و فلفل سیاه و دارچین را به آن بیفزایید.

۳٫ سپس جعفری و گشنیز خرد شده را با میگوها تفت دهید تا عطر خوبی به میگو دهد.

۴٫ سپس گردوهای آسیاب شده را در قابلمه ای جداگانه حدود ۱۰ دقیقه حرارت دهید تا به روغن بیفتد و به مخلوط میگو و سبزی اضافه کنید.

۵٫ رب انار را نیز در این مرحله بیفزایید و یک لیوان آب سرد را به خورشت بیفزائید.

۶٫ میگو نیازی به پختن زیاد ندارد بنابراین همین که آب آن کمی جمع شد کافی است.

۷٫ در این فاصله می توانید یک یا دو حبه یخ به آن بیفزائید تا حسابی به روغن بیفتد.

۸٫ استفاده از آب سرد نیز به همین منظور است.

۹٫ طعم این غذا باید ملس باشد.

۱۰٫ چون شباهت زیادی با قلیه میگو دارد،باید ملس شود که تفاوت آن را احساس کنید.

۱۱٫ اگر رب انار ترش استفاده می کنید، حتما کمی شکر به آن بیفزائید.

[ad_2]

لینک منبع

دختر بوکسوری که رئیس باند زورگیرها بود

[ad_1]

۵

هیچ وقت فکر نمی‌کرد اعتیاد پدرش و جدایی والدینش این چنین در سرنوشتش اثر بگذارد. نوجوانی برای همه دختران آغاز یک دنیای جدید وشاد بود، اما برای طناز، شادی درکار نبود ورنگ سیاهی و تلخی به خود گرفته بود.

به جای شادی و لذت از زندگی افتاده بود در کار خلاف، از فروش مشروب و موادمخدر گرفته تا سرقت و زورگیری. به طوری که در ۱۹ سالگی سرکرده یک باند اخاذی و زورگیری شد.

شرایط به گونه‌ای برایش پیش رفت که در یکی از این سرقت‌ها با همدستش دست به جنایت زد و جرم دیگری در پرونده خلاف‌هایش جا باز کرد.

طناز در گفت‌وگویی از زندگی و جرایمش گفت که در ادامه می‌خوانید.

چطور سرکرده یک باند تبهکاری شدی‌؟

شاید اگر من هم خانواده درستی داشتم، اکنون عضو باند خلافکار نمی‌شدم و پایم به بازداشتگاه و پلیس آگاهی باز نمی‌شد. شاید اگر سایه پدربالای سرم بود این طور نمی‌شد و به راه خلاف نمی‌رفتم که حالا با این سن کم همه مرا به عنوان سرکرده یک باند تبهکاری بشناسند. من از طریق دختری که با او دوست بودم با چند مرد آشنا شدم و یک باند سرقت و زورگیری را تشکیل دادیم.

از خانواده‌ات بگو‌؟

پدرم معتاد و خلافکار بود. همین باعث شد زمانی که من چهار ساله بودم، مادرم مجبور شود با داشتن من و برادر کوچک‌ترم از او طلاق بگیرد، اما این همه ماجرا نبود، پدرم و مادرم هردو با افراد دیگری ازدواج کردندو پی زندگی خود رفتند. من با پدرخوانده‌ام اختلافی نداشتم. چون خودش بچه داشت و مادرم با آنها رابطه خوبی داشت. با پدرم و نامادری‌ام ارتباط خوبی نداشتم. مدتی با آنها و مدتی با مادرم زندگی کردم.

هزینه زندگی‌ات را چطور تامین می‌کردی‌؟

اوایل خانواده‌ام هزینه‌هایم را می‌دادند، اما زمانی که ۱۳ ساله شدم به خاطر مشکلاتی که با پدر و مادرم داشتم، مجبور شدم در این سن کم مستقل شوم. یک روز به طور اتفاقی با زنی آشنا شدم که در جنوب تهران ساکن بود و به او خاله می‌گفتند. او جا و غذا به افراد می‌داد در قبال آن می‌خواست که برایش مشروب بفروشیم. با فروش مشروبات الکلی هزینه زندگی‌ام را تامین می‌کردم.

بعد چه شد‌؟

این اولین خلافم در زندگی‌ام بود. بعد از این که یک سال در خانه این زن بودم، با افراد دیگری آشنا شدم که خودشان مشروب تهیه کرده و می‌فروختند. دوسالی با آنها بودم. کمی که بیشتر پول جمع کردم طمع پول بیشتر به جانم افتاد. همین باعث شد که بیفتم در کار خرید و فروش موادمخدر. با چند زن و مرد قاچاقچی دوست شدم و شیوه فروش موادمخدر را از آنها یاد گرفتم و خودم شدم ساقی.

دستگیر هم شدی‌؟

نه. آن‌قدر حرفه‌ای عمل می‌کردم که پلیس به هویت و نحوه کارم پی نبرد. این سری برای اولین بار بازداشت شدم.

خودت هم مواد یا مشروب مصرف می‌کنی؟

من فروشنده بودم و نباید خودم مصرف می‌کردم. برای این‌که حال و روزم خوب باشد، چهار سال ورزش بوکس انجام می‌دادم.

چرا بوکس‌؟

برای این‌که به این رشته ورزشی علاقه‌مند بودم. همچنین برای این‌که در جریان فروش موادمخدر و مشروبات الکلی رقبا یا مشتریان اذیتم نکنند، سراغ این ورزش رفتم تا بتوانم از خودم دفاع کنم.

تا به حال کسی را کتک زدی‌؟

بله. چند مرد را کتک زدم. آنها برای خرید مشروب و مواد مخدر آمده بودند، اما می‌خواستند با من رابطه دوستی برقرار کنند آنچنان کتک مفصلی به آنها زدم که دیگر هوس نکردند با من در بیفتند.

چطور از مواد و مشروب به سمت سرقت کشیده شدی؟

دنبال پول و معروف شدن بودم. به همین دلیل با دختری در کرج آشنا شدم. او با اغفال مردها و برقراری رابطه با آنها از این افراد پول می‌گرفت. وقتی دوست شدیم، تازه متوجه شدم با این کارمی شود پول بیشتری به دست آورد. به همین دلیل او مرا با چهارمرد که از دوستانش بود، آشنا کرد. ما یک باند تشکیل دادیم و فعالیتمان را از یک سال پیش شروع کردیم. من با ظاهر شیک و آراسته برسر راه مردانی که سرنشین خودروهای مدل بالا بودند قرار می‌گرفتم. با آنها ارتباط دوستی برقرار می‌کردم. در ادامه که اعتمادشان جلب می‌شد آنها را به خانه اجاره‌ای خودم در کرج می‌کشاندم.

نقش بقیه اعضای باند چه بود؟

بقیه همدستانم در اتاق‌های خانه پنهان می‌شدند تا در فرصتی مناسب از اتاق‌ها بیرون بیایند. بعد دست و پای مردانی که به خانه‌ام می‌آمدند را با طناب و چسب نواری می‌بستند. با گوشی تلفن همراه از آنها فیلم سیاه تهیه می‌کردیم.

بعد چی می‌شد‌؟

طعمه‌ها را کتک می‌زدند. جیب‌هایشان را بازرسی می‌کردیم. گوشی، پول وکارت بانکی را سرقت می‌کردیم. کار در همین جا تمام نمی‌شد. قولنامه‌هایی می‌نوشتیم و آنها را مجبور می‌کردیم که امضا و اثر انگشت روی آن بزنند که نشان بدهد ما خودروهای مدل بالای آنها را خریدیم. بعداز این که خودرو را هم برای خودمان تصاحب کردیم مردان را با دست و پای بسته داخل خودرو انداخته و در محله‌های خلوت کرج رها می‌کردیم.

چقدر از راه دزدی و زورگیری نصیب شما می‌شد‌؟

بستگی داشت، اما به طور میانگین از هر سرقت ۵۰۰ هزار تومان به دست می‌آوردیم. برای خودروها دنبال مشتری بودیم، اما چون مدارک نداشتیم، نمی‌توانستیم خودروها را بفروشیم.

چطور مرتکب قتل شدی؟

قتل در آخرین سرقتمان رخ داد. آن روز ابتدا یک مرد میانسال را به آن خانه کشاندیم و اموالش را سرقت کرده و خودرویش را به نام خودمان قولنامه کردیم. ساعاتی از حضورمان نگذشته بودکه مقتول هم تماس گرفت و به آنجا آمد. او را نیز کتک زدیم. دست و پایش را بستیم. اموالش را سرقت و با نوشتن قولنامه خودروی برلیانس وی را به نام خود ثبت کردیم. این مرد تقلا می‌کرد تا راهی برای فرار از دستمان پیدا کند. حتی یک‌بار از غفلتمان استفاده کرد و دست و پایش را باز کرد. دوباره دست و پایش را بستیم. این بار با او درگیر شدیم. شروع به داد و فریاد کرد. من روی سینه‌اش نشستم. در جریان این تقلا‌ها بود که سرش محکم به لبه کاشی ورودی آشپزخانه اصابت کرد. بعد حالش بدتر شد و دیگر نفسش بالا نیامد.

با جسد او چه کردید‌؟

مانده بودیم چه باید کنیم. مردی که آنجا بود، صحنه جنایت را دیده بود. تصمیم به کشتن وی گرفتیم. می‌خواستیم با انتقال او به خارج از شهر، وی را که شاهد جنایت بود، به قتل برسانیم که در داخل خودرو با یکی از همدستانم درگیر شد. توانست دست و پایش را باز کندو از خودرو بیرون بیاید. دنبالش بودیم که به سمت چند رهگذر رفت و توانست نجات پیدا کند. از ترسمان نتوانستیم به خانه بازگردیم و جسد را با خود به مکان دیگری منتقل کنیم.

چطور بازداشت شدید‌؟

مرد نجات یافته به پلیس ماجرا را گفته بود که همین باعث شد ما لو برویم. من و یکی ازاعضای باند همان شب در کرج بازداشت شدیم و بقیه روز بعد دستگیر شدند.

سرقت‌های دیگری هم انجام دادی‌؟

بله. با همین باند خودروهای مدل بالا را هم سرقت می‌کردیم. من به عنوان مسافر سوار خودروها می‌شدم، بعد با چاقو و قمه رانندگان را تهدید و از خودرو بیرون می‌انداختم. وقتی راننده مقاومت می‌کرد، همدستانم که در میانه راه مرا اسکورت می‌کردند به کمکم می‌آمدند.

فکر می‌کردی بازداشت شوی‌؟

کار خلاف کردن عاقبت ندارد. سرانجام یک روز فاش می‌شود.

پشیمانی‌؟

خیلی. حالا که علاوه برسرقت و اخاذی پایمان به یک قتل هم باز شده، مجازات سختی در انتظارمان است.

حرف آخر‌؟

اگر من بچه طلاق نبودم، پدرم اعتیاد نداشت، خانواده‌ام از هم پاشیده نمی‌شد، رویه زندگی‌ام این طور نبودکه به راه خلاف بیفتم. من به جای این‌که به دانشگاه بروم و درس بخوانم سر از خلاف و باند تبهکاری درآوردم.

[ad_2]

لینک منبع

آشنایی با طرز تهیه خورشت آلو اسفناج

[ad_1]

خورش آلو اسفـناج از خورش های سنتی و معروف ایرانـی است که هوادارانش کم نیسـتند. این خورش طعم بسیار لذیـذی دارد و چه در میهمانی هـای رسمی و چه در مجالس دور همـی جزو بهترین گزینه های طـبخ است.

  • میزان سـرو: ۴ نفر
  • مدت زمان آماده سازی: ۲ سـاعت و ۳۰ دقیقه

مـواد لازم:

  • نمک: به مقدار لازم
  • گوشت قرمز یا مرغ: نیم کیلو
  • آلو (خورشتی یا جنگلی): ۳۰۰ گرم
  • تره: ۴۰۰ گرم
  • فلفل سیاه (پودر شده): به مقدار لازم
  • روغن: به مقدار لازم
  • پیاز (درشت): یک عدد
  • اسفناج (پاک شده): ۷۵۰ گرم
  • آب: ۲ پیمانه
  • لیمو عمانی یا آب لیمو: به مقدار لازم
 ۳

 

طرز تهیه:

۱٫ پیازها را در ظرفی مناسب نگینی و با روغن نیمه سرخ کنید و گوشت تکه شده را به آن بیفزایید و کمی تفت دهید تا رنگ گوشت تغییر کند. دو پیمانه آب را به مواد اضافه کنید. پس از به جوش آمدن و با کم کردن حرارت، اجازه دهید تا گوشت بپزد.

۲٫ تره و اسفناج را بشویید و خرد کنید و درون تابه ای روی حرارت بگذارید تا کمی آب آن تبخیر شود. سپس مقداری روغن به آن بیفزایید و تفت دهید.

 

۳٫ پس از تفت دادن، آلو و نمک و فلفل را به آن اضافه و خوب سرخ کنید و آن را به گوشت اضافه کنید و اجازه دهید خورش خوب جا بیفتد و بپزد. نیم ساعت مانده به آماده شدن خورش می توانید از لیمو عمانی یا آب لیمو به عنوان چاشنی استفاده کنید.

نکته:

۱٫    افزودن زعفران به خورش آن را خوشمزه تر می کند.

۲٫    اگر آلو اسفناج ترش را ترجیح می دهید، از آلوچه جنگلی استفاده کنید.

۳٫    اضافه کردن ۴ تا ۵ قاشق آب لیمو به همراه مقدار کمی شکر به خورش آن را خوشمزه تر می کند، همچنین به جای آب لیمو می توانید از ۲ تا ۳ عدد لیمو عمانی استفاده کنید.

[ad_2]

لینک منبع

طرز درست کردن سنتی میرزاقاسمی

[ad_1]

دیدگا: میرزاقاسمی یکی از غذاهای محلی و خوشمزه شمالی هست که محاله کسی تا این لحظه این غذا رو امتحان نکرده باشه… در این مطلب قصد داریم طبخ حرفه ای این غذای خوشمزه را آموزش بدیم.

مواد لازم:

  • نمک به میزان دلخواه
  • گوجه فرنگی (( نگین شده )) گوجه فرنگی ۳ عدد متوسط
  • رب گوجه فرنگی (در صورت تمایل می توانید اضافه نکنید) ۱ قاشق غذا خوری
  • تخم مرغ تخم مرغ ۳ عدد متوسط
  • زردچوبه یک قاشق چایخوری
  • سیر تازه یک بوته
  • بادمجان قلمی ۸ عدد ( یک کیلو گرم )
  • فلفل سیاه به میزان دلخواه
  • روغن به میزان دلخواه
 ۲

طرز تهیه:

۱-ابتدا بادمجان ها را شسته و آماده کباب کردن می کنیم و روی پوست آن ها به طول خط های با چاقو وارد می کنیم تا در حین کباب شدن مغز پخت شوند. در صورت امکان بهتر است که بادمجان ها بر روی ذغال کباب شوند تا طعم دودی بهتری بگیرند البته امکان کباب کردن بر روی شعله گاز و حتی بر روی سینی فر نیز هست.

 

۲-بعد از سوختن پوست بادمجان و نرم شدن شان ( در صورتی که تردید دارید به خوبی پخته نشده اند می توانید یک سیخ کبریت را داخل آن فرو کنید اگر به راحتی وارد بادمجان شد نشان از پختگی آن می دهد ) . بعد از اطمینان از کبابی و نرم شدن بادمجان ها باید پوست آن ها را بکنید نکته قابل عرض در این مورد زمان پوست کردن هست که اگر بادمجان سرد شود پوست آن به سختی و با گوشت کنده خواهد شد پس باید عجله کنید و تا بادمجان ها داغ هستند پوستشان را بکنید.

 

۳-حال باید بادمجان ها را در ظرف بکوبید تا کاملا له شود. در ظرفی دیگر نیز سیر ها را کوبیده و یا رنده کنید. روغن را داخل تابه داغ کرده و سیر های کوبیده شده را اضافه کنید و نمک و فلفل و زردچوبه را هم همینطور. بعد از اینکه سیر ها طلایی شد بادمجان های کوبیده شده را نیز اضافه کنید و شروع به تفت دادن مواد با حرارت کم کنید. در همین حین گوچه های نگین شده را به ماهیتابه افزوده و به مدت ۱۵ دقیقه با شعله کم بگذارید تا آب غذا خشک گردد.

 

۴-بعد از زمان ذکر شده زمانی که عذا به روغن افتاد آن را هم زده و در صورت تمایل کمی رب و آبلیمو اضافه کنید. در ماهیتابه دیگر چند عدد تخم مرغ را داخل روغن انداخته و هنگامی که تخم مراغ شروع به سفت شدن نمود به میرزا قاسمی مان اضافه میکنیم و به مدت چند دقیقه مواد را کاملا هم می زنیم.

 

نوش جان کار به اتمام رسید. و میتوانید غذای سنتی شمال ایران را با برنج یا نون میل کنید.

[ad_2]

لینک منبع

آموزش حرفه ای آش ریواس

[ad_1]

یک آش اصیل ایرانی که کاملا حال و هوای بهاری دارد و با دستور پخت آسان چالش های شما را برای پخت یک آش حرفه ای حل می کند.

موارد مورد نیاز:

 

  • گوشت (مکعبی خردشده): ۲۰۰ گرم
  • ریواس (حلقه خرد شده): ۲۰۰ گرم
  • پیازچه (خرد شده): ۲ عدد
  • جعفری (خرده شده): ۱۲۰ گرم
  • نعنا (خرد شده): ۳۰ گرم
  • کمپوت لوبیا و کمپوت نخود (از هر کدام): ۱ عدد
  • سیر (له و ریز خرد شده): ۲ حبه
  • قرص عصاره گوشت: ۱ عدد
  • نعنا خشک: ۵ ق چ
  • زردچوبه: یک دوم ق چ
  • تخم گشنیز: ۱ ق چ
  • روغن مایع: ۴۰ میلی لیتر
  ۱

روش پخت:

۱٫ نیمی از روغن را درون قابلمه ای ریخته و روی حرارت متوسط قرار دهید. سپس پیازچه، زردچوبه و تخم گشنیز را به آن اضافه کرده و به مدت ۱ دقیقه تفت دهید. سپس گوشت (بهتر است از سردست استفاده شود) را به آن افزوده و تفت دهید تا رنگ گوشت قهوه ای رنگ شود. بعد سیر را به آن اضافه کنید و تفت دهید تا بوی سیر به مشام برسد. بعد عصاره گوشت را به همراه ۱ لیتر آب به آن اضافه کنید و با در بسته حدود ۱ ساعت بگذارید تا بپزد.

۲٫ نعنا، جعفری و ۱ لیتر آب را به مواد اضافه کنید و ۱ ساعت دیگر بگذارید تا بپزد (در این مرحله در قابلمه را نگذارید تا سبزی رنگ خود را از دست ندهد).

۳٫ نخود، لوبیا و ریواس را به مواد افزوده، بعد از ۱۵ دقیقه از روی حرارت بردارید.

۴٫ بقیه روغن را درون تابه کوچکی داغ کنید و نعنا خشک را به آش اضافه کنید. بعد از ۲۰ ثانیه از روی حرارت بردارید و روی آن را با نعنا داغ تزیین کنید.

[ad_2]

لینک منبع

رسوایی اخلاقی و شکایت خبرنگار روس از اسطوره فوتبال

[ad_1]

۸

به گزارش دیدگا به نقل از besoccer، دیه گو مارادونا چهره سرشناس فوتبال آرژانتین یکی از مهمانان ویژه جام کنفدراسیون ها بود.

اکنون خبری بسیار جنجالی درباره مارادونا به گوش می رسد که برگ سیاه دیگری به همه رسوایی های سال های اخیر او اضافه می کند. او متهم است که می خواسته به یک خبرنگار روسی تعرض جنسی کند.

این قربانی تعرض جنسی مارادونا “اکاترینا نادولسکایا” نام دارد و مدعی شده زمانی که پس از فینال جام کنفدراسیون ها که بین آلمان و شیلی برگزار شد قصد داشته با مارادونا مصاحبه کند با تلاش وی مبنی بر تعرض جنسی به خودش روبرو می شود.

سایت Globo نیز خبر می دهد این خبرنگار روسی زمانی که با تلاش تعرض جنسی مارادونا روبرو شد به سرعت با پلیس تماس گرفت. او در حالی که از سوی سه افسر پلیس همراهی می شد هتل محل اقامت مارادونا را ترک کرد.

مارادونا این زن خبرنگار را به اتاقش جهت مصاحبه دعوت کرده بود. زمانی که مصاحبه شروع می شود مارادونا تلاش می کند به این زن تعرض کند اما او به سرعت اتاق را ترک می کند و با پلیس تماس می گیرد.

مارادونا که کوهی از رسوایی های اخلاقی از مصرف مواد مخدر گرفته تا تیراندازی به سمت خبرنگاران در کارنامه خود دارد مدعی است که این خبرنگار زن برای جلب توجه و کسب شهرت این کار را کرده است.

نفر سمت راست اکاترینا نادولسکایا است:

۷

[ad_2]

لینک منبع

آدم رباها از من شکایت کردند و زندانی ام کردند!

[ad_1]

استاد معرق‌کاری که به خاطـر بدهی در زندان است، از یکی از شاکیان پرونـده‌اش به اتهام آدم ربایی شـکایت کرد.

۶

 

به گزارش دیدگا از جام‌جم، دیـروز مردی میانسال که استاد معرق‌کاری است و به دلیل بدهی ۲۰میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی به زندان افتاده، با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از چهار مرد به اتهام آدم‌ربایی شکایت کرد.

وی به قاضی مرشدلو گفت: برای اجرای چند پروژه معرق‌کاری از چند نفر پول گرفتم، اما کسی که سفارش داده بود، سرم کلاه گذاشت و با گرفتن معرق‌ها، پول را نداد. طلبکاران پول خود را خواستند که از آنها فرصت گرفتم تا به صورت قسطی طلبشان را بدهم. یکی از آنها که ۱۶ میلیون تومان طلب داشت، راضی نشد قسطی طلبش را بگیرد. او یک روز با سه نفر دیگر وارد خانه‌ام شدند و مرا ربودند که در میان راه با دخالت همسایه‌ها ناکام ماندند. خواستم از آنها شکایت کنم که مرد آدم‌ربا به خاطر طلبش مرا زندانی کرد. همزمان با شکایت این مرد، او به زندان تهران بزرگ بازگشت و با دستور قضایی تحقیقات برای یافتن طلبکار آدم‌ربا و سه همدست او آغاز شد.

در زندان تدریس می‌کنم

مرد میانسال ۲۰ سال است معرق‌کاری و کنده‌کاری می‌کند.

با سازمان‌های مختلف ازجمله موزه‌های هنری و صنایع دستی کار کرده و آثار چوبی این استاد در سطح کشور معروف است.

با او گفت‌وگویی انجام دادیم که می‌خوانید .

چقدر بدهی داری؟

۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.

چرا خانواده‌ات پولی بابت پرداخت این بدهی‌ها ندادند؟

من فرد آبروداری بودم و برای اولین بار است که این مشکل برایم پیش آمد. رویم نمی‌شد که از خواهر و برادر یا فرد دیگری پول قرض کنم. مشکل پیش آمده برای خودم بود. من دوچرخه‌سواری می‌کردم و در مسیر شهر به شهری که می‌رفتم پیام صلح را میان مردم می‌دادم، سفیر یونسکو هم بودم.

در زندان آموزش معرق‌کاری به زندانیان می‌دهی؟

به زندانیان ۴۲۰ ساعت آموزش می‌دهم تا آنها بتوانند مدرک فنی و حرفه‌ای بگیرند.

کارهایی از معرق‌کاری برای فروش در زندان انجام دادی؟

در زندان تابلوهای رقص مهتاب استاد فرشچیان، چوگان استاد بهزاد و کلمه یا زهرا(س) را معرق‌کاری کردم.

بعد از آزادی از زندان چه کار می‌خواهی انجام دهی؟

می‌خواهم با فروش کارهای معرقم به زندانیان کمک مالی کنم تا آنها هرچه زودتر آزاد شوند.

[ad_2]

لینک منبع

ته چین خوشمزه ای به نام مکلوبا

[ad_1]

 مکلوبا یا مقلوبه غذایی فـوق العاده با ریشه ای ایرانی و از فامیلهای نزدیـک ته چین مرغ است ولی معمـولا همه کس برای تهیه آن وقـت نمی گذارد.

به ما اجازه بدهیـد این طرز تهیه آن را به شما معرفـی کنیم: برگه زردآلو، گوشـت چرخ کرده، سس آب انگور قرمز تغلـیظ شده ، پیاز کارامل، کدوی حـلوایی و برنج، تنها ۴۰ دقیقه برای آن وقـت بگذارید و غذا آماده است.

ضیافتـی کامل تنها در یک دیگ. تمام بخش هـایی که تهیه مکلوبا را سخت می کنـند تقسیم بندی کردیم: همـه مواد لازم پخته و همراه ادویه هسـتند و شما فقط باید آنها را لایه لایه در دیگی بریـزید تا جایی که پیازهای ته دیگ کاملا سفـت و برشته شوند. غذایی مجلسـی، خوشمزه و لذیذ!

مواد لازم برای برگه زردآلو:

  • ۴۰ عدد برگه زردآلو
  • ۱۵۰ گرم گوشت چرخ کرده گاو
  • یک قاشق غذاخوری تخم کاج
  • ۳ قاشق غذاخوری روغن زیتون
  • یک عدد پیاز کوچک رنده شده
  • یک چهارم قاشق مرباخوری نعنای خشک
  • ۲ حبه سیر له شده
  • یک چهارم قاشق مرباخوری نمک
  • یک چهارم قاشق مرباخوری فلفل سیاه درشت

برای سس:

  • ۲ لیوان آب انگور قرمز تغلیظ شده
  • یک عدد چوب دارچین
  • ۳ عدد فلفل انگلیسی نکوبیده
  • ۳ قاشق غذاخوری شکر
  • ۲ قاشق غذاخوری رب انار
 ۱۳
برای برنج:

  • ۲ لیوان برنج باسماتی
  • یک قاشق مرباخوری سرخالی نمک
  • یک قاچ متوسط کدوی حوایی پوست کنده شده
  • ۶ قاشق روغن زیتون
  • ۳ عدد پیاز سفید ورقه شده به ضخامت ۲ سانتیمتر
  • یک چهارم قاشق مرباخوری نمک

ادویه برای لایه ها:

  • نصف قاشق مربا خوری فلفل انگلیسی آسیاب شده
  • یک چهارم قاشق مرباخوری دارچین آسیاب شده
  • یک چهارم قاشق غذاخوری فلفل سیاه آسیاب شده

 

طرز تهیه:

۱٫ روی برگه زرد آلو آب جوش ریخته و به مدت نیم ساعت آن را کنار بگذارید.

۲٫ تمام مواد برای پر کردن برگه زردآلو (گوشت چرخ شده، تخم کاج و …) را با هم مخلوط کنید. برگه زرد آلو را باز کرده و با کمک انگشت مقداری از مواد آماده شده را داخل زردآلو کنید.

۳٫ زردآلوهای آماده شده را در تابه لبه دار ریخته، مواد لازم برای سس را به آن اضافه نموده و بگذارید به جوش آید. پس از به جوش آمدن به مدت ۲۰ دقیقه روی حرارت ملایم بگذارید.

۴٫ زردآلوها را خارج کرده و کناری بگذارید. سس حاصل را روی آتش بگذارید تا غلیظ شده و حجم آن به اندازه نصف لیوان برسد. سس آماده شده را صاف کرده و کنار بگذارید.

۵٫ کدوی حلوایی را به ضخامت ۲ میلیمتر ورق کنید و با ادویه لایه ها مخلوط نمایید.

۶٫ ۳ لیتر آب را همراه نمک در دیگ ریخته و روی آتش بگذارید تا به جوش آید. برنج را اضافه کرده و ده دقیقه دیگر روی آتش متوسط آن را بپزید. آتش را خاموش کرده و آبکش کنید. برنج را دوباره در دیگ برگردانید

[ad_2]

لینک منبع